عصر نیر | در کهگیلویه ی بزرگ چه می گذرد؟
امروز دوشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۹ و ساعت ۱۸:۴۷ دقیقه می باشد.
طراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرسطراحی سایت و قالب وردپرس
  • تاریخ انتشار خبر : پنج شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۸ | ساعت انتشار : ۱۵:۰۸ | کد خبر : 3131



  • در کهگیلویه ی بزرگ چه می گذرد؟

    رقابت به روزهای حساسش رسیده داغی روی بالاترین درجه است. دوئل همان همیشگی است .   نه پیر تشنه ی قدرت سیراب شده است و نه هاشمی پور خسته ی خدمت کردن است. عصر نیر”محمد علی تقوی سلام در کهگیلویه ی بزرگ چه می گذرد؟ رقابت به روزهای حساسش رسیده داغی روی بالاترین درجه است. […]




    رقابت به روزهای حساسش رسیده
    داغی روی بالاترین درجه است.
    دوئل همان همیشگی است .

     

    نه پیر تشنه ی قدرت سیراب شده است و نه هاشمی پور خسته ی خدمت کردن است.

    عصر نیر”محمد علی تقوی

    سلام
    در کهگیلویه ی بزرگ چه می گذرد؟
    رقابت به روزهای حساسش رسیده
    داغی روی بالاترین درجه است.
    دوئل همان همیشگی است .
    نه پیر تشنه ی قدرت سیراب شده است و نه هاشمی پور خسته ی خدمت کردن است.
    اما روی سخن این یادداشت با جناب موحد است .
    سیاستمدار بازنشسته ای که بقول حاج آقای بزرگواری به زور آمپول از پس کارهای عادی اش بر می آید اما این روزها تشنه تر از هر زمانی در جستجوی شانسی برای تجربه ی مجدد بهارستان است .
    موحد بدون تردید تشنه ی قدرت است .
    او می خواهد تا واپسین دم حیات فرد اول باشد.
    توی کتش نمی رود در قدرت بودن کسی دیگر را ببیند .
    شانزده سال رقم زننده ی بدتدین دوران نمایندگی در تاریخ بعد از انقلاب به نسبت تداوم بودن در مجلس بوده است اما هرگز دست از قدرت طلبی برنداشته .
    وقتی شصتش خبردار شد که دیگر رقیب بزرگواری نیست بارش را بست و بهبهان رفت .
    آنقدر آنجا کارنامه اش بی دفاع بود که حتی ((کله ش پره ولی لره )) که در وصف شجاع پوریان می گفتند هم از یاد بهبهانی ها رفت .
    وقتی آنجا بیلش آب نگرفت دوباره آهنگ کهگیلویه کرد.
    به خیال آنکه همان فضای مستبدانه و یکطرفه ی دوران شانزده ساله اش وجود دارد پایش را روی تخم مرغی گذاشت و با همان غرور دائمی اش خود را پیروز انتخابات ۷ اسفند خواند.
    اما از بخت بدش شوری که هاشمی پور به پا کرده بود بلادشاپور را لرزاند و پیرمرد یک نه بزرگ شنید.
    اما از پای ننشست و با اولین فاتحه خوانی بعد از شکست دوباره اعلام کرد ازپای نمی نشینم.
    حب قدرت آنقدر گوش هایش را سنگین کرده بود که نتوانست صدای بلند نخواستنش را بشنود.
    حتی اگر مرغ پیرزنی به مِرِنگی مبتلا شد خود را بر بالینش رساند .
    هر جایی که تجمعی بود او و اعوانش هم بودند .
    قلم بدستان مزورش هم تا توانستند بر هاشمی پور تاختند حتی ثانیه هایی بعد از اعلام رسمی نتایج انتخابات.
    حالا اما پیر سیری ناپذیر قرآن به دست خانه به خانه ی مردم می گردد و سردار دل های کهگیلویه ای ها را تخریب می کند.
    پرده ها فرو می افتد و جریان خدمتگزار هاشمی پور دیگر بار تمدید می شود .
    دوگانه ی شکست پیر تشنه در دومین روز از آخرین ماه سال ۹۸ قطعی است .

    نظرات کاربران در مورد "در کهگیلویه ی بزرگ چه می گذرد؟"
    
  •